این دل باز
![]()
قلب من باز ترک خورد و شکست
باز هنگام سفر بود
و من از چشمانت ميخواندم
که به آساني از اين شهر سفر خواهي کرد
و از اين عشق گذر خواهي کرد
و نخواهي فهميد
بي تو اين باغ پر از پاييز است
بنویس
![]()
قلب من باز ترک خورد و شکست
باز هنگام سفر بود
و من از چشمانت ميخواندم
که به آساني از اين شهر سفر خواهي کرد
و از اين عشق گذر خواهي کرد
و نخواهي فهميد
بي تو اين باغ پر از پاييز است
بنویس
![]()
اين همه آرزو و اشتياق خواستن هاي دروني ما براي چيست؟
عشقها . دوست داشتن . ثروت . قدرت . مهرورزيدن . جاومقام.ووووو![]()
آيا انسان كه از زمانهاي دور درآرزوي جاودانگي بوده وهست اگر به آن دست يابد
به آرزوي خود رسيده است ؟
آيا در دل كوها يا زمين يا آسمانها وكهكشا نها با درنظركرفتن وسعت جهان هستي وزمانش
به اودست خواهد يافت؟
انسان از خود سوال نموده چه مي خواهد وبه دنبال چيست آيا جوابي براي عشق خود پيدا كرده
يا مي تواند پيدا نمايد ؟
آيا جوابي براي اين همه خواستها شورو شوق وعشق ورزيدن خود
پيدا خواهد نمود؟
انسان هميشه عشق مي ورزد ودوست دارد وبه دنبال خوبي وخواستن ها ميگردد چون اميد دارد
آيامي داند اميد به چه؟
يا ميدونه اميد چيست اوعاشق مي شود عشق مي ورزد وبه خواسته خود مي ر سد يا نرسدآيا اين عشق
همان عشقي است كه در وجود اوست؟
اگرهمين است چرا باز اميد دارد چرا اميد او قطع نمي شود
آيا اين عشقها واين خواستن ها سدي نيست برسر راهي كه مي خواهيم به آنجا بر سيم
آرزوهاي اين د نيا مي گذارند كه انسان به خواسته اصلي خود دست يابد
يا يكي پس از د يگري سدي بر سر اين راه مي شوند
تا به حال به خود بر گشت داشته اي
دركو دكي چه آرزوي؟ 
انسان زماني كودكي پيش نيست آرزو بزرگ شدن وچيزهاي را دارد كه در نوجواني
براي او بي ارزش مي شوند و به چيزهاي ديگري دل مي بندد عاشق مي شود
عشق مي ورزد و به دنبال كمال رياست ثروت مي گردد هم را كه به
دست آورد بازهم به دنبال چيزي ديگراست اين بار به همسر
بچه نوه دل بستگي پيدا مي كند ذاتاً اميد دارد
كه اميد هديه ي از طرف خداونداست
همچنين عشق ودوست داشتن
رحمت خدا است
؟
مي بيني من چه نوشتم هر كسي بر داشتي دارد
يكي مگه
پس خدا به فر ياد عشق برسد 
آيا انسان دچارسوء تعبير نشداست؟
![]()
آرزو واشتياق درروني
ما براي چيست؟
آیا شما به چیزی دل بسته اید
نظری نمی خوایبدی
![]()
هر کس مطابق افکار خودش ديگري را قضاوت مي کند ? زبان آدميزاد
مثل خود او ناقص و ناتوان است
مقايسه به طورکلي اشتباه است هرشخص کاملاَ منحصربه فرداست
وهيچ کس همانند او نيست 
اگر افراد به هم شبيه بودند مقايسهً آنها درست بود ولي اصلاُ
اينطور نيست حتي دو قلوها نيز کاملاَ شبيه هم نيستند 
يعني غيرممکن است بتوانيد فردي را پيدا کنيد که کاملاَ شبيه شما با شد
![]()
هيچ كس لياقت اشكهاي تو را ندارد ![]()
و كسي كه چنين لياقتي دارد 
چنين تحملي ندارد که اشکاتو ببينه
مشکلات باعث رنج ونارحتي ما مي شوند تنها به اين دليل که
هرگز آنهارا مورد توجه قرار داده ايم تا بفهميم چه هستند
اي كه مي پرسي نشان عشق چيست؛عشق چيزي جز ظهورمهر نيست
عشق يعني دل تپيدن بهردوست؛عشق يعني جان من قربان اوست
عشق يعني گل به جاي خار باش ؛ پل به جاي اينهمه ديوار باش
عشق يعني يك نگاه آشنا ؛ ديدن افتادگان زير پا
سخن اين نيست عشق الهي است 
انسان بدنبال حقيفت است ![]()
که عشق مي ورزد گا در سرراهي اين تمايل دوچهار عشقهاي مي شود
که او را ازراهي که درپيش دارد دورمي سازد 
عشق و دوست داشتن رحمت خداست اما نبايد صدي باشند براي رسيدن به خدا
منشاً عشق دروني ما چيست واين هم آرزو واشتياق درروني ما براي چيست؟

![]()

آدم وقتی جوانو همش به فگر اینو اون
ای خدا ای خدا
تاکه میای بفهمی دیگه دیره دیره وا
ای خدا ای خدا
آدم وقتی بیاد او میونه یه وقت تها میمونه
ای خدا ای خدا
آدم وقتی نمی دونه بیاد چی بمونه دلش می گ
ای خدا ای خدا
آدم وقتی در انتظار می مونه و ا خد ا وا خدا
انتظار واژه ي غريبي است
واژه اي كه روز ها و شايد ماه ها با آن خو گرفته ام
كه چه سخت است انتظار
هر صبح طلوعي ديگر است بر انتظار فردا هاي من ،
خواهم ماند تنها در انتظار تو

نخند این جوری بیتره

هرچه دیدی در این دار مگافات
نه پندارازروی فگربودو نه از روی دلدار
چوبنی روزی هجرانه دوست
غم مخور
هرچه بر سرت آمد
نه
ازاوست

هميشه وقتی تنها و نا اميد و ملول
تنت و روانت از دست اين و آن خسته است هميشه وقتی رخسار اين جهان تاريک است ..........
هميشه وقتی درهای آسمان بسته است .........
هميشه !
گوشه گرمی به نام دل با تو هست که صادقانه تراست از هر که با تو پيوسته!
به دل پناه ببر که آخرين پناه توست !
به دل پناه ببر که تو را چنان که تمنای توست دوست می دارد
دل تنها جایگاه خداست

خوشا آنکس که جانش از تو سوزد
چو شمعي پاي تا سر بر فروزد
خوشا عشق و خوشا ناکامي عشق
خوشا رسوايي و بد نامي عشق
خوشا بر جان من هر شام و هر روز
همه درد و همه داغ و همه سوز
خوشا عاشق شدن اما جدايي
خوشا عشق و نواي بي نوايي
خوشا در سوز عشق سوختن ها
درون شعله اش افروختن ها
چو عاشق از نگارش کام گيرد
چراغ آرزوهايش بميرد
اگر مي داد ليلي کام مجنون
کجا افسانه ميشد نام مجنون
هزاران دل به حسرت خون شد از عشق
يکي در اين ميان مجنون شد از عشق
در اين آتش هر آنکس بيشتر سوخت
چراغش در جهان روشن تر افروخت
نواي عاشقان در بي نوايست
دام عاشقي ها در جدايست
می گویند نزد ؟


تحمل کردن زيباست انتظار اسان است
اگر قرار باشد روزی به تو برسم زندگی شيرين است
اگر قرار باشد دوباره تو را ببينم
زندگی زيباست که در انتظارتو باشم

قدرت نهفته در ذات راه نه باچشم می توان دید
نه بادست لمس کرد

چنین نیرویی رامی توان در اعماق ضحمیر کشف کرد
وبه وجودآن پی برد

عشق یعنی
مستی و دیوانگی با چهان بیگانگی
عشق یعنی
سر به دار آویختن اشک حسرت ریختن
عشق یعنی
لحظه های التهاب لحظه های ناب ناب
عشق یعنی
عالمی راز ونیاز یک تحیم یک نماز
عشق یعنی چون محمد پابه راه همچون یوسف قعر چاه
عشق یعنی بیستون کندن بدست بی پرواشدن
عشق یعنی همچون من شیداشدن
قطره ودریاشدن

تا در دنيا حسرت و غمي نباشد
که تو را اندوهناک ببينم
چرا که من و دل در کوچه هاي دلتنگي
و غربت سالها قدم زده ايم تا تو را يافته ام

عشق لطفی است بی معنا
عشق موجی است بی دریا
عشق افسانه کنگ
عشق سوختن و خاکستر شدن است
پرنده را دوست دارم نه در قفس
عشق را دوست دارم نه برای هوس
تو را دوست دارم تا اخرین نفس
دوست داشتن برتر از عشق است

در پایان رد هر گونه قوم گرای.
اشــک وقــتی زیباسـت کـه بــرای عـشـق بـاشـه
عـشـق وقـتـی زیباسـت کـه بـرای خدابـاشــه
دل وقتی آگاه ست که بیاد خدا باشه
ميل به عشق قاطعانه ترين نشانه براي وجود خداوند است گواه ديگري وجود ندارد
چون انسان عشق مي ورزد پس خدا وجود دارد
چه باید گفت چه باید کرد دراین روزگار هوس را عشق می خوانند
راستی آدم تا عاشق نش خدا را چگونه خواهد دید و
انسان بدون عشق و اميد نمي تواند زندگي کند واين همه؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟